ترجمه «مد» به انگلیسی: یک تصمیم، دو مسیر
برای درک دقیق مفهوم «مد» در انگلیسی، باید بدانید که این کلمه بسته به زمینه، به دو شکل متفاوت ترجمه میشود: Fashion و Mode. انتخاب بین این دو، کاملاً به نوع کاربرد و حوزه تخصصی شما بستگی دارد. اشتباه رایج بسیاری از فارسیزبانان این است که این دو را بهجای هم به کار میبرند — در حالی که هر کدام قلمرو خودشان را دارند.
Fashion یا Mode؟ جدول مقایسه سریع
| واژه | تلفظ | معنی دقیق | حوزه کاربرد |
|---|---|---|---|
| Fashion | /ˈfæʃən/ | سبک غالب و مورد پذیرش در لباس، رفتار یا دکوراسیون | صنعت لباس و سبک زندگی (کاربرد عام و اصلی) |
| Mode | /moʊd/ | حالت، روش یا شیوه خاص انجام کار یا زندگی | فنی، علمی، آماری و موسیقی (کاربرد تخصصی) |
نکته کلیدی: اگر منظور شما مد لباس و استایل است، تقریباً همیشه از Fashion استفاده میشود. واژه Mode در این معنا فقط در ترکیبهای خاصی مثل à la mode (مد روز) یا the latest mode (آخرین مد) و بیشتر در انگلیسی بریتانیایی و ادبی به کار میرود.
تفاوت واژهها در جمله: کاربرد واقعی
Fashion (کاربرد عام و صنعتی):
- صنعت مد: She works in the fashion industry. (او در صنعت مد کار میکند.)
- مد روز بودن: This style is in fashion this year. (این سبک امسال مد است.)
- مدگرایی: She is a fashion icon. (او یک نماد مد است.)
Mode (کاربرد تخصصی و فنی):
- حالت/روش: The camera is in manual mode. (دوربین در حالت دستی است.)
- آمار: The mode of this data set is 7. (نما/مد دادههای آماری ۷ است.)
- موسیقی: The Mixolydian mode. (مد میکسولیدیَن.)
ترکیب خاص à la mode:
- Apple pie à la mode (پای سیب با بستنی) — کاربرد آشپزی.
- The latest à la mode (آخرین مد روز) — کاربرد ادبی.
اصطلاحات مرتبط با «مد» در انگلیسی
| اصطلاح | معنی | مثال |
|---|---|---|
| In fashion / In vogue | مد روز بودن | Short skirts are back in fashion. |
| Out of fashion / Out of style | از مد افتاده | That jacket is out of fashion. |
| Fashion statement | اظهار نظر از طریق لباس | Her bold dress made a fashion statement. |
| Fashion victim | کسی که کورکورانه دنبال مد میرود | He buys every new trend—he’s such a fashion victim. |
| Fast fashion | مد سریع (تولید انبوه و ارزان) | Fast fashion has environmental costs. |
| Slow fashion | مد پایدار (تولید اخلاقی و بادوام) | Slow fashion is gaining popularity. |
| Haute couture | خیاطی سطح بالا (فرانسوی) | Haute couture is made to measure. |
| Prêt-à-porter | آمادهپوش (فرانسوی) | Prêt-à-porter collections are sold in stores. |
واژههای تخصصی مد (Fashion Terminology)
| واژه انگلیسی | تلفظ | معنی فارسی |
|---|---|---|
| Trend | /trend/ | ترند، گرایش موقت |
| Style | /staɪl/ | سبک (ماندگارتر از ترند) |
| Collection | /kəˈlekʃən/ | کالکشن، مجموعه فصلی |
| Runway | /ˈrʌnweɪ/ | سکوی نمایش مد (فارسی: رانوی) |
| Catwalk | /ˈkætwɔːk/ | سکوی مد (بریتانیایی) |
| Lookbook | /ˈlʊkbʊk/ | لوکبوک (کتابچه نمایش استایلها) |
| Mood board | /muːd bɔːrd/ | برد الهام (تخته ایدهپردازی) |
| Silhouette | /ˌsɪluˈet/ | سیلوئت، فرم کلی لباس |
| Couturier | /kuːˈtʊrieɪ/ | خیاط لباسهای سطح بالا |
| Ensemble | /ɒnˈsɒmbl/ | ست کامل لباس |
| Accessory | /əkˈsesəri/ | اکسسوری |
| Wardrobe | /ˈwɔːrdroʊb/ | کمد لباس |
| Capsule wardrobe | /ˈkæpsuːl/ | کمد کپسولی (تعداد محدود لباس هماهنگ) |
| Vintage | /ˈvɪntɪdʒ/ | وینتیج، لباس قدیمی باارزش |
| Retro | /ˈretroʊ/ | رترو، به سبک گذشته |
| Avant-garde | /ˌævɒ̃ˈɡɑːrd/ | آوانگارد، پیشرو |
| Bohemian (Boho) | /boʊˈhiːmiən/ | بوهو، سبک آزاد و هنری |
| Minimalist | /ˈmɪnɪməlɪst/ | مینیمال، ساده و کمجزئیات |
| Statement piece | /ˈsteɪtmənt piːs/ | قطعه شاخص (لباس جلبکننده توجه) |
جمعبندی: کدام واژه، کدام موقعیت؟
- برای مد لباس و استایل، همیشه از Fashion استفاده کنید.
- برای حالت، روش یا کاربردهای فنی (آمار، موسیقی، فناوری)، از Mode استفاده کنید.
- ترکیب à la mode به معنای «مد روز» است و در متون ادبی و آشپزی کاربرد دارد.
- در مکالمات روزمره، Fashion و Trend پرکاربردترین واژهها هستند.

💬 دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید.